ولی الله خلج در سال 1305در محله قاضیان شهر اشتهارد کرج متولد شده و پس از گذراندن مراحل مختلف تحصيلي در سال 1320 وارد دانشگاه افسری میشود و در رسته پپیاده زرهی با درجه گروهبانی و بعدها استواری در شهرهای شیراز و اسلام آباد غرب و تهران روزگار میگذراند....
ولی الله خلج در سال 1305در محله قاضیان شهر اشتهارد کرج متولد شده و پس از گذراندن مراحل مختلف تحصيلي در سال 1320 وارد دانشگاه افسری میشود و در رسته پپیاده زرهی با درجه گروهبانی و بعدها استواری در شهرهای شیراز و اسلام آباد غرب و تهران روزگار میگذراند.
وی از ابتدا به شکار حیوانات عشق میورزید تا آنجا که در سال 1350 بعد از بازنشستگی از ارتش به وطن خود یعنی اشتهارد به دلیل موقعیت سوق الجیشی مناسب برای شکار رجعت میکند و تا آخر عمر 84 ساله خود در آن دیار سکنی میگزیند. وی به سبب عشق و علاقه به خشک کردن حیوانات یا تاکسیدرمی در کار خود زبر دست بود، تا آنجا که در روزنامه اطلاعات مورخ 18 مردادماه 1345 در شماره 672 گزارشی از فعالیت وی در شهر شاه آباد غرب یا اسلام آباد غرب چاپ میشود.[1] وی در کوههای اشتهارد برای شکار حیوانات کوه نوردی چند صد کیلومتری مینمود و کاشف و بنیان گزار درهها و سهل العبور ساختن معابر صعب العبور کوهستانهای اشتهارد است.[2]
ولي الله خلج به دلیل تحصیلات بالا (ششم ابتدایی زمان خود) به ادبیات مسلط بود و از این رو به تدریج سر از دنیای شعر و ادبیات درآورد و شعرهای خود را در قالب نوحههای مذهبی ابتدا در اردبیل در سال 1348 اجرا میکرد و بعد این رویه را در دیار خود اشتهارد ادامه داد تا آنجا که به سرودن اشعار و غزلیات فارسی و تاتی روی آورد که زبان محلی اشتهاردی است.
اولین شعر خود به زبان تاتي یا اشتهاردی را در سال 1370 سرود و در ادامه ي فعاليتش در سالهای 1385 تا 1387 با جمع آوری اشعار محلی خود و با همراهی موسیقی سنتی اشتهارد ، کنسرتهایی را در فرهنگسرای ملاصدراي شهر اشتهارد برگزار نمود و پیرامون این کار چندین بار از طرف رادیو البرز با وی مصاحبه صورت گرفت و آثار محلی آن مرحوم از آن رسانه پخش گردید.
وی در یک سال آخر عمر، خانه نشین شد و توانایی سابق خود را به دلیل کهولت سن از دست داد و سر انجام در ساعت 23 و در روز 29 مرداد ماه 1388 ، در هشتاد و چهار سالگي و پس از نيم قرن فعاليت در زمينه هاي شاعري ، شکار ، تاکسیدرمی و نوحه خواني در خانهٔ شخصی خود و در کنار فرزندانش بدرود حيات گفت.
پس از مرگ وی جامعه ي هنری اشتهارد سوگوار گشتند و سازمان ها ، ادارات ، و نهادهاي مختلف شهر اشتهارد طي پيامهاي مختلفي فقدان آن استاد گرانمايه را به خانواده اش تسليت گفتند. خبر فوت این شاعر گرانمایه بلافاصله در رادیو کرج یا رادیو البرز و حتی در رادیو تهران با مصاحبهای با نوهٔ وی حسین خلج اعلام گشت. همچنین در روزنامه صبح ازادی کرج نیز با چاپ یکی از شعرهای محلی ایشان فوت وی را اعلام نمودند.
شعر محمود کریمی در وصف ولی الله خلج
|
ای خلج ای مایــهٔ فخر زمین |
|
زهره با کیــــوان بگفتـــا آفرین |
|
آفرین بر شـــــیر مرد کوهساران قدیم |
|
گاه طوفان بـــودی و گاه نسیــم |
|
کوههــــا در زیر پایــــــت همچو موم |
|
ماندگار است نام تـو در زاد و بــوم |
|
ای خلج ای شــــیر مرد خاک پاک شهر ما |
|
ای همه اشعار نابــت پنـــد باشد بهر ما |
|
هر کلامت گویا شیرازهٔ صد مکتب است |
|
آرما نت یا علی و نــام زهرا بر لب است |
|
خاطرات یا حسینت در محرم یاد ماست |
|
یا ابوالفضل گفتنت هر لحظه اش فریاد ماست |
|
گرچه ایام زمان همچو کمانت پیــر کرد |
|
این بدان،آرش کما نش کار صدها تیـــر کرد |
|
سبز باشی و بمانی در فضای بوستـــان |
|
تا ابد اندر دل محمود و دیگر دوستــــان |
پاورقي
1.اطلاعات شماره 672
2.دره حافظ کوه قاضیان
منابع
- روزنامه اطلاعات شماره 672
- صبح آزادی تیر ماه 88 منتشر در کرج






.jpg)










