الهى مست تو را حد نيست ولى ديوانه ات سنگ بسيار خورد، حسن مست و ديوانه تست.
الهى ذوق مناجات كجا و شوق كرامات كجا.
الهى علمم موجب ازدياد جهلم شد يا علم محض و نور مطلق بر جهلم بيفزا.
الهى اثر و صنع توام چگونه بخود نبالم.
الهى دو وجود ندارد و يكى را قرب و بعد نبود.
الهى هر چه بيشتر دانستم نادانتر شدم بر نادانيم بيفزا.
الهى تا كعبه وصلت فرسنگها است و در راه خرسنگها و اين لنگ بمراتب كمتر از خرچنگ است، خرچنگ را گفتند بكجا ميروى گفت به چين و ما چين گفتند با اين راه و روش تو.
الهى دل داده معنى را از لفظ چه خبر و شيفته مسمى را از اسم چه اثر.
الهى كلمات و كلامت كه اينقدر شيرين و دلنشين اند خودت چونى.
الهى اگر از من پرسند كيستى چه گويم.
الهى هر چه بيشتر فكر مى كنم دورتر ميشوم.
الهى گروهى كو كو گويند و حسن هو هو.
الهى از گفتن يا شرم دارم.
برگرفته از الهی نامه حسن زاده آملی






.jpg)







